|
|
|
|
|
اگر تو فارغی از حال دوستان یارا
فراغت از تو میسر نمی شود ما را هنوز با همه دردم امید درمانست که آخری بود آخر شبان یلدا را
(سعدی) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت 10:39 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
تکرار، تکرار ، تکرار
آدمیزاد از کِی به زمین آمد؟ تکرار، تکرار ، تکرار آدمیزاد تا کِی در زمین است؟ تکرار؟!!! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 19:0 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
چه بد، چه سخت، جای تأسف است. این همه ی چیزی است که هست:
همه همه جا همیشه گرفتارند و تنها یک گرفتاری دارند!!
(همه گرفتارند/ کریستین بوبن)
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 13:33 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
نا امیدم از زمین و از زمان پاسخم نه این نه آن نمی دهد
خواستم که با تو درد و دل کنم گریه ام ولی امان نمی دهد
(قیصر امین پور) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 19:12 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
می خواستیم دنیا را تغییر دهیم
عادت کردیم
دیگر نمی خواهیم
------------------------------------------------------- گریه نکن فرشته ی من ، من ارزش اشک های تو را ، حتی ارزش نفرت تو را هم ندارم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 21:5 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
اگر من تو را دوست دارم ، به تو چه ربطی دارد؟؟؟؟!!!
(گوته) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 21:14 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
روزی شیخ را گفتند: یا شیخ ! فلان مریدت بر فلان راه افتاده مست و خراب . فرمود : بحمدالله که بر راه افتاده است ، از راه نیفتاده است!!!!!
(اسرار التوحید ) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 12:51 توسط م.الف
|
||