|
|
|
|
|
هنگامیکه محدودیت های تنگ و باریکی را در نظر می گیرم که قابلیت های بشری و نیز فعالیت و هوش و
خرد را اسیر خود خود نگه داشته اند ، آن هنگام که مشاهده می کنم همه ی نیرویمان را برای رفع نیازهایی که هیچ هدفی مگر به درازا افکندن حیات نکبت بارمان ندارند به هدر می دهیم ، و این که آرامش ما نسبت به برخی از مباحثی که به شدت به آنها وابسته هستیم ، خیال پردازی تسلیم پذیرانه ای بیش نیست ، و بیشتر به خیالپردازی زندانیانی شبیه است که سعی داشته اند با نقاشی های گوناگون و تصاویری شاد ، دیوارهای سلولشان را از نظرها بپوشانند ، باری همه ی اینها دوست من ، مرا ساکت و خاموش بر جای می نهد.
(رنج های ورتر جوان / گوته) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 23:32 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
سراسر وجودشان کذب بود و گفتند:
تو دروغ گویی پر از خدعه بودند و نیرنگ و گفتند : تو خائنی پر از رنگ و ریا بودند و گفتند : تو بوقلمون صفتی پر از کینه و نفرت بودند و گفتند : تو مفهوم عشق را نمی فهمی
عطایشان را به لقایشان بخشیدم!!! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 0:7 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
من از کفر می ترسم ، از ایمان هم
من از عشق می ترسم ، از نفرت هم من از مرگ می ترسم ، از زندگی هم من از ندانستن می ترسم ، از دانستن هم من از رفتن می ترسم ، از ماندن هم من از تو می ترسم ، از تو هم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 18:18 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
با همه ی بی سر و سامانی ام باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی ام
آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه ی طوفانی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سال ها تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم تا که بگیری و بمیرانی ام
خوبترین حادثه می دانمت خوبترین حادثه می دانی ام
( محمد علی بهمنی) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 11:3 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
دلها اگرچه صاف ولی از هراس سنگ آیینه بود و میل تماشا شدن نداشت
(سلمان هراتی) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 12:5 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
نبسته ام به کس دل ، نبسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج ، رها رها رها من ز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک به من هر آنکه نزدیک ، از او جدا جدا من نه چشم دل به سویی ، نه باده در صبویی که تر کنم گلویی ، به یاد آشنا من ستاره ها نهفتم در آسمان ابری دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من
(سیمین بهبهانی) (همایون شجریان/آلبوم نسیم وصل) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 0:16 توسط م.الف
|
||