|
|
|
|
|
بار الها!
به ما موهبت بی تفاوتی عنایت فرما آمین |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 1:10 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
آشفته خاطر نیستم از اینکه به من دروغ گفتی ؛
پریشان خاطریم از این روست که از این پس دیگر نمی توانم تو را باور کنم.
(نیچه) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 15:56 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
دیرگاهیست پدر جان شده اند مسیحای ماهی ها، مردگان را زنده می کنند!!
این هم از آن طنزهای روزگار |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 1:0 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
باز جای شکرش باقیست که لااقل آسمان به کاممان است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:30 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
من هنوز یه بچهّ ام ساده ی ساده
همه ی دنیا سوار و من پیاده |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 22:53 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
احوال پرسی عاقلانه و احوال پرسی های عاشقانه
اینجا همه هر لحظه می پرسند: << حالت چطور است؟>> اما کسی یک بار از من نپرسید<<بالت...>>!
(قیصر امین پور) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 0:9 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
بعضی ها می پندارند که وجود خارجی ندارد
نیک می پندارند! فقط ترسم از این است که وجود داخلی اش را نیز منکر شوند که در این صورت پندارشان را به استهزاء می گیرم. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 1:40 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
میان گریه می خندم که چون شمع اندرین مجلس زبان آتشینم هست ، لیکن در نمی گیرد
(حافظ) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 0:23 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
آسمان بارانیست
آسمان می بارد من نیز بارانی ام همچون آسمان چه شاهوار ترانه ی عشق را می خواند و من لمس می کنم احساس لطیف بودن را آسمان که می بارد، تسلیم بودن خویش می شوم ببار ای بارون ببار با دلم گریه کن خون ببار در شبای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 16:50 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
این روزها تفریحم شده گوش دادن به ژرفای دلتنگی یک موسیقی غریب
تا فراموش نکنم که گاهی چقدر دلتنگ می شوم ، دلتنگ هیچ و این از تمام انواعش غریب تر است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 1:34 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
اینجا باران نمی بارد
و من به انتظار می نشینم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 20:39 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
گویند که سنگ، لعل شود در مقام صبر
آری شود، ولیک به خون جگر شود
(حافظ) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 2:12 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را قُل لِصاحٍ تَرَکَ النّاسَ من الوجدِ سُکارا
(سعدی) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 22:37 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
رآلیسم ، گرسنه را مسموم می کند و ایده آلیسم ، از گرسنگی می کشد!
(علی شریعتی) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 11:10 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
عقلم بدزد لختی ، چند اختیار دانش؟
هوشم ببر زمانی ، تا کی غم زمانه؟
(سعدی) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:46 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
آشنایی با یک آدم جدید مساویست با یک گرفتاری جدید.
من به اندازه ی کافی گرفتاری دارم، متشکّرم! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 23:23 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
می خواهم به خاطر تمام گناهانی که مرتکب می شوم
روزی مجازاتم کنی بی هیچ بخششی. می خواهم با آتش دوزخ تطهیرم کنی. می خواهم خالص شوم ، نابِ ناب می خواهم من شوم. با عشقت مرا بسوزان، دم نمی زنم. من محتاج آتشم. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 18:40 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
مارکسیسم هرچه بود یک خاصیت داشت. ثابت کرد که
ما محکومیم که هیچ غلطی نکنیم. این همان چیزی است که اسمش را گذاشتند ابتذال.
(رومن گاری/خداحافظ گاری کوپر) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 21:45 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
بشر در حال نابودی تدریجیست به دست خودش.
از تدریج متنفرم ، کمی سرعت لطفاً!!! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 2:2 توسط م.الف
|
||
|
|
|
|
|
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند
کسان که در رمضان چنگ می شکستندی نسیم گل بشنیدند و توبه بشکستند
به راه عقل برفتند سعدیا بسیار که ره به عالم دیوانگان ندانستند |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 0:15 توسط م.الف
|
||